مورد بعدی اینه که از شنبه میریم سر کار(حالا نمیدونم منظور اینه که مشغول به کار میشیم یا نه واقعا سر کار مارو میزارن).میز و کامپیوتر و بقیه وسائل بنده در مدت این یکسال به یغما رفته و من که روحیات جنگ طلبی ندارم نمیدونم چطوری باید اونا رو بازپس بگیرم.
پارسال شب یلدا مالزی بودم.جاتون خالی.امثال عمری فکر نمیکردم ایران باشم.عاقبت به خیر نشدن یعنی چی دیگه؟
پرواز ما هم با ۲ ساعت و نیم تاخیر انجام شد و به جای ۸ ساعت حدود ۱۱ ساعت طول کشید.چون دوباره در بمبئی فرود اومد.البته یه وقت فکر نکنید که مشکل فنی بوده.بین راه برای دستشوئی و هوا خوری در فرودگاه هند توقف داشتیم(من بالاخره در همین مسیر عمرم رو به شما میدم).
یه نکته جالب دیگه بگم که شماره صندلی من که تو کارت پرواز زده بودن ۳۳F بود که چنین صندلی وجود خارجی نداشت.ردیف ۳۳ A-B-C-D-E-G-H داشت و F نداشت.جالبه به خدا.
در آخر هم مامور گمرک طبق معمول یه حال اساسی داد و تمام وسایل که همه لباس و وسایل شخصی بود رو به هم ریخت و چون چیزی پیدا نکرد میگفت باید برای رجیستر موبایلت ۶۰ هزار تومن بدی.من هم گفتم اصلا نمیخوام رجیستر کنم.
دیگه وقتتون رو نمیگیرم.قسمت های بعدی ماجراهای تن تن رو بعد براتون مینویسم.
پرونده ما پس از کش و قوس های فراوان در ۸ دسامبر لاج شد.خودم فکر میکنم فقط مدیکال و سوء پیشینه و سابقه کاری مونده.
1-من عازم مالزی هستم.تریپ مجردیه دیگه.همسر گفته در نبود من نری مک دونالد بخوری.من هم الکی بهش گفتم باشه.
2-یکسری از دوستان واقعا آدمو شرمنده میکنن.اقای دکتر جعفر ... در نبود من خیلی زحمت کشید و کارهای منو انجام داد.امیدوارم هر چی میخواد خدا بهش بده(حتی چینی.البته از نوع شکستنیش)
3-تصور چند ماه زندگی در ایران یه کم برام سخته.برای همسر فرقی نمیکنه.
4-اینترنت نگو بلای جون بگو.خدا وکیلی فقط ایمیل رومیتونم چک کنم و وبلاگ خودمو رسیدگی کنم.برسم مالزی میرم همه وبلاگها و سایتهایی که این مدت نخوندم رو میخونم.
5- ماشین فروخته شد(توسط همون دوستی که گفتم).چند تا از وسائل اصلی خونه هم فروختم.فقط مونده اون خونه نازنین که اجاره بدم یا پس بدم.
6- خودم میدونم پست خیلی مزخرفی نوشتم.ولی خواهش میکنم به روم نیارید.
حقیقتش برنامه استرالیای من به این شکل بود که من و همسر از یکسال مرخصی بدون حقوق استفاده کنیم و در مالزی تحصیل و اقدام به مهاجرت به استرالیا کنیم تا زمانی که درس من تموم شد ویزامون هم آماده بشه.اینجوری هم از زندگی در مالزی لذت میبردیم (تا زمان اخذ ویزا) و هم در این کشور زبان انگلیسی رو تقویت میکردیم.پس از تموم شدن اون یکسال مرخصی یا تمدیدش کنیم و یا اگه تا اون موقع تکلیفمون مشخص شد دیگه اشکالی هم نداشت که کارمون رو از دست بدیم.
الان یکسال گذشته.متاسفانه هنوز ما نمیدونیم که رفتنمون حتمیه یا نه.(منظور پروسه مهاجرتمونه).جدای از اون وضعیت شغلی ما خیلی به هم ریخته شده.چون یه ادم از خدا بیخبر تمام تلاششو تو این یه سال انجام داده که ما شغلمونو از دست بدیم(حتی ردیف شغلی ما رو باطل کرده).با توجه به شناختی که از این آقا دارم اگه از سفارت بخوان بیان تحقیق حتما زیرآب ما رو میزنه و با مدارک نشون میده که ما اینجا کار نمیکنیم و ... حالا تصور کنید من از بچگی میخواستم برم خارج از ایران زندگی کنم.برام مهم هم نبود کجا.فقط میخواستم برم.الان هم داره این رویا کم کم به حقیقت نزدیک میشه.اما در این مقطع وضعیت مناسبی ندارم.چون هم شغلمون داره از بین میره و هم با از بین رفتن شغلمون استرالیا هم باطل میشه.
اینجا من احساس میکنم که با بدست آوردن هدف کوچک(مالزی)نباید هدف اصلی(استرالیا)رو از دست بدم.جدای از اون اگه استرالیا به هزار و یک دلیل جور نشد شغل ما برقرار باشه.
به همین دلیل مجبورم چند ماهی در ایران بمونیم و سر کار بریم که هم شغلمون برگرده و هم برای تحقیق از محل کار اگه اومدن خودمون اونجا باشیم.
وگرنه من از روزی که اومدم ایران همش به یاد مالزی هستم و واقعا دوستش دارم.البته روزای اول خیلی گیج میزدم(به قول مهیار دچار پارادوکس شده بودم)من تو این یکسال چند تا دوست خوب پیدا کردم که هیچوقت از دستشون نمیدم.بر خلاف اخلاقم که دیر جوش هستم و شاید تو ایران هم ۳ تا دوست دارم.بنا براین پس از یک سفر چند روزه به مالزی و ثبت نام و رتق و فتق امور تا ابتدای دیماه به ایران میام و احتمالا ۴ ماه و یا حتی بیشتر اینجا میمونم.
۱-زندگی تو کشوری که از دید من معایب و محاسن زیر رو داره(تاکید میکنم از دید من)
محاسن:با حداقل کار حقوق مناسب داشته باشید.کسی از شما بازدهی نمیخواد.روزی مفید نیم ساعت و غیر مفید ۳ ساعت کار کنید.هر یکی ، دو سال هم ارتقا شغلی در انتظارتون باشه.نیازی به یاد گرفتن زبان هم نیست.امکانات مالی تقریبا خوب شامل مسکن خوب و ماشین خوب و دارای ۳ درآمد.هر جا آشنا داشته باشی.کارهات تقریبا انجام میشه.چیز دیگه ای الان یادم نمیاد.
معایب:نداشتن تفریح.نداشتن امنیت(از دید من).استرس و ترس از همه چیز.عدم خوشبینی به آینده.زندگی بدون نظم .زندگی شخصی تحت تاثیر محیط (شامل اجتماع و اطرافیان).روابط ناسالم(از همه جوانب)
۲-معایب و محاسن این کشور به شرح ذیل میباشد.
محاسن:رفتار خوب مردم و احترام.قانونمندی.امنیت .همه جور تفریح.آرامش.زندگی شخصی بدون دخالت ها و چشم و همچشمی ها.آزادی.روابط سالم.
معایب:امکانات مالی کم نسبت به کشور شماره ۱ .دوری از خانواده.کار زیاد(در حدی که فقط آخر هفته بتونی وقت آزاد داشته باشی).عدم داشتن امنیت شغلی.یافتن شغل و کار با زبان غیر مادری.حداقل دو ، سه سال تحمل شرایط جهت رسیدن به وضعیت عادی.
این رو هم بگم که از دید کلی کشور شماره یک از لحاظ زندگی کشور خوبی نیست ولی زندگی و داشتن امکانات مادی بسیار آسان میباشد.کشور شماره ۲ برای زندگی بسیار خوب ولی زندگی در آن آسان نمیباشد.