آدم همیشه برای به دست آوردن چیزی تازه است که راه می افتد و میرود ، حتا اگر آن چیز تازه ، چیزی جز مرگ نباشد. همیشه هم چیزی کهنه از دست میرود که ممکن است آنقدرها هم کهنه نبوده و ارزش نگهداشتن داشته. برگشتن اما گاهی دوباره برای به دست آوردن همان چیز کهنه و از دست رفته است.گرچه کمتر هم به نتیجه میرسد.
کتابهای حسین سناپور رو خوندید؟من تاحالا نخونده بودم و الان با توصیه یکی از دوستام کتاب "نیمه غایب" رو شروع کردم.از نظر من تا اینجائی که خوندم خیلی عالیه.من قبلا فکر میکردم کتابهایی که نویسنده اش ایرانیه خیلی جالب نیست اما از وقتی دو تا از کتابهای عباس معروفی "سنفونی مردگان" و "سال بلوا" رو خوندم نظرم خیلی عوض شد.مخصوصا سمفونی مردگان که شاهکاره.
اینا رو گفتم به خاطر اینکه هم بی مطلب نباشم و هم اینکه شما فکر کنید من خیلی اهل مطالعه هستم.
چند تا از دوستان از مالزی برگشتن ایران واسه تعطیلات و از خاطرات اونجا گفتن.دلم لک زده یه سفر برم.
عکس قبلی که خودم هم نفهمیدم چی بود و باز هم نمیشد به همراه یک نظر از دختر خوب پاک شد.دارم تلاش میکنم عکس جدید بذارم.
سلام.از کسانیکه نظر دادن تشکرمیکنم.خوشحالم از اینکه هر فردی که نظرشو داده سعی کرده اون چیزی که برای خودش تصور میکنه رو به من و خوانندگان بگه.
دوست داشتم بیشتر از این تو این وبلاگ ادامه بدم.اما شرایطم جوریه که مطمئن هستم به صلاحم نیست بنویسم.فقط برای اینکه ارتباطمون حفظ باشه تا زمانی که برنامه ما دقیقا مشخص بشه تو این وبلاگ عکس میزارم.
اگه رفتنی شدیم که حتما میام و از خود آدلاید ارتباط رو ادامه میدیم.اگه هم موندنی شدیم ...
پس فعلا بدرود.