چند شب پیش فیلم "بار هستی" رو دیدم.به نظر من تفاوت فاحشی بین کتاب و فیلمش هست.این اثر جزو شاهکارهای میلان کوندرا است(باز هم به نظر من) و اگر کسی کتابش رو نخونده باشه دیدن فیلم هیچ لطفی نداره و کاملا سطحی است.
اسباب کشی هم کردیم با کوله باری از مخارج پیش بینی شده و پیش بینی نشده .فعلا تلفن نداریم و از اونجا که من حسابی در این کارها تنبل هستم تا 6 ماه دیگه احتمال خرید و نصب یک خط تلفن بسیار بعیده.پس دیر به دیر مطلب نوشتم دیگه تقصیر خودم نیست.
در راستای خرید وسائل خونه هفته قبل با همسر زدیم به برف و رفتیم اول قالی بگیریم.بعد از انتخاب موقع دادن پول من گفتم به اندازه پول این دو تا قالیچه همراهم نیست میتونم چک امروز بدم؟ که گفت اشکالی نداره خلاصه چک دادم و یادم رفت امضا کنم.افراد داخل مغازه هم که اون لحظه 3 تا خانم بودن متوجه نشدن.ما قالی ها رو انداختیم تو ماشین و رفتیم دو سه جای ذیگه خرید اسپیلت و چند تا چرت و پرت دیگه(خرت و پرت نه .چرت و پرت)و همین جوری چک می دادیم.تا اینکه غروب برادرم زنگ زد و گفت شما امروز چک دادی؟بدون امضاء دادی؟من گفتم تا دلت بخواد چک دادم ولی نمیدونم کدومش بدون امضا بوده.خلاصه فهمیدیم که کدومه و رفتیم مغازه طرف و اون خانم با دیدن من کم مونده بود اشک شوق بریزه.من اول فکر کردم من رو با هنرپیشه و یا فوتبالیستی اشتباه گرفته که اینقدر خوشحاله.اما بعد فهمیدم اینها رفتن بانک و بعد آدرس خونه قبلی و شماره تلفن قبلی(قبل از رفتن به مالزی)رو بانک داده و اینها هر چه بیشتر تلاش میکردن کمتر نتیجه میگرفتن و فکر کردن که من یک کلاه بردار حرفه ای هستم.دریغ از اینکه همه سر من رو کلاه میذارن(بمیرم واسه مظلومیتم)و کاملا بر حسب تصادف به برادرم دست پیدا کردن و باور نمیکردن که من بیام و چک رو امضا کنم.